شنبه, مارس 2, 2024
Xbox

نقد و بررسی Color Pals | ایکس باکس هاب

وقتی بازی کردیم دوستان رنگی، ایستادیم تا تصور کنیم چه بازی می تواند باشد. تصور این ایده‌آل واقعاً سخت نیست: Color Pals خیلی دور نیست. اما با زمان‌بندی اشتباه، وقتی اوضاع خوب می‌شد، دوستان رنگی به رختخواب می‌رفتند. این یک پیش فرض ستاره ای را به یک آشفتگی لکنت تبدیل کرد.

برای یک عنوان مستقل مقرون به صرفه، فرض واقعاً خوب است. برای زنده ماندن باید در بخش هایی از سطحی بمانید که رنگ شماست. اگر سبز هستید، باید به کف سبز و دیوارهای سبز بچسبید. روی قرمزها قدم بگذارید و شما رفته اید.

اما خروج اغلب در مناطقی است که هستند نه رنگ شما خب، چکار میکنی؟ خب، در Color Pals ممکن است با گلدان‌های رنگی با رنگ‌های تغییر رنگ مواجه شوید که به رنگ دلخواه تغییر می‌کنند، اما باید زمان‌بندی را درست انجام دهید. از روی یک سکوی سبز به داخل یک گلدان رنگ قرمز بپرید، سپس روی یکی فرود بیایید قرمز پلت فرم و شما زنده خواهید ماند. عارضه اضافی ناشی از ناپدید شدن گلدان قرمز رنگ است: شما آن را مصرف کرده اید، بنابراین بهتر است در زمان مناسب از آن استفاده کنید.

این مکانیک ساده به شما آمبروسیا برای پلتفرم‌های پازل می‌دهد. زیرا در سمت پازل شما یک مکانیک دارید که به این معنی است که باید تغییرات رنگ و جایی که به آنها نیاز دارید را با دقت سفارش دهید. در سمت پلت فرم، باید زمان پرش های خود را برای فرود روی رنگ های صحیح تعیین کنید و خود را روی رنگ نامناسب گیره ندهید. این یک مسیر مانع است که در آن دشمن، خطر، خود سطح است. هنگامی که کف و دیوارها آنهایی هستند که می توانید بکشید، نیازی به گومبا یا زامبی ندارید.

این همه بسیار هوشمندانه است، و مانند همه ایده های خوب، احساس می کند بنابراین زیبا که تعجب می‌کنیم که چرا هیچ بازی دیگری قبلاً آن را انجام نداده است (منتظر هستیم که در غیر این صورت به ما گفته شود: بدون شک یک بازی وجود دارد که این منطقه را پوشش می‌دهد، اما نمی‌توانیم به خاطر بیاوریم). اما چرا ما اینجا به شما می گوییم که با خود دوست رنگی نبرید؟

دلایل اصلی عبارتند از برخی کنترل های نامرغوب و تشخیص برخورد. ما نمی دانیم چرا آنقدر بد است – شاید Double Mizzle آنقدر عاشق بود که به خود زحمت نداده بود اجرای آن را اصلاح کند.

یک جهش داشته باشید و هر تعداد رویداد ناامیدکننده ممکن است رخ دهد. ما خود را در کنار سکوها دیدیم، قادر به حرکت نبودیم، با تنها گزینه پریدن و جهش به سوی عذاب مان. ما می توانستیم روی سکوهای بد رنگ فرود بیاییم و زنده بمانیم، اما همچنین می توانستیم کیلومترها دورتر از آنها فرود بیاییم و بمیریم. به دلایلی که Color Pals فاش نمی‌کند، روی پیکسل‌هایی گیر کرده‌ایم که مانع حرکت ما می‌شوند. به طور کلی، Color Pals از نظر فنی یک بازی نامرغوب و پر از لبه های خشن است.

رابط ها ما را به دنبال دریفت جوی استیک نگه داشتند. زیرا بعد از هر سطح، گزینه دیگری را برجسته می‌کنیم. گاهی اوقات “سطح بعدی” برجسته می شد، گاهی اوقات “منو” و گاهی اوقات “تکرار”. این بدان معنی بود که ما یک سطح را به پایان رساندیم و به طور تصادفی آن را دوباره پخش کردیم یا به منوهای اصلی رفتیم. ما حتی نتوانستیم یک سطح را با موفقیت به پایان برسانیم و احساس خوبی داشته باشیم: به دلیل ناهنجاری‌های رابط از کار خارج شدیم.

همچنین فقدان مشخصی از جذابیت در هنر وجود دارد. برای دیدن Color Pals و اینکه فکر کنید بازی جذابی است مشکل خواهید داشت. این دارای گرافیک “ساختار” است که انتظارات اساسی از واضح بودن را برآورده می کند. ما بازی‌های 79p را در فروشگاه Xbox بازی کرده‌ایم که نسبت به Color Pals برتر به نظر می‌رسند.

صرفه جویی در روز به یک درجه طراحی سطح است. هرگز آنقدر که می‌توانست پیچیده یا جالب نیست، و دره‌های دشواری عجیبی وجود دارد که شما یک سطح دشوار را فتح می‌کنید تا خود را در سطحی بسیار کم‌چالش‌تر بیابید. اما سطوح با دقت ساخته شده اند. این طرح‌ها شامل ضربه‌های ماریو مانند، دکمه‌ها و توالی‌های سخت‌تر روی پلتفرم هستند تا بر جنبه‌های گیج‌کننده یا پلتفرمینگ تأکید کنند.

اما آنها همچنین دارای یک لمس عمومی به آنها هستند، زیرا موارد اضافه شده اندکی به طراحان سطح در سراسر پنجاه سطح ارائه می شود. با چند ابزار و تله بیشتر، Color Pals می توانست با فرض تغییر رنگ خود کارهای بیشتری انجام دهد. چیزی که برای شما باقی می‌ماند، دکمه‌ها و دکمه‌هایی هستند که واقعاً از مکانیک رنگ استفاده نمی‌کنند: آنها می‌توانستند در هر پلتفرمری به‌جای یک پلتفرمر که تهدید به اصلی بودن این یکی باشد، وجود داشته باشد.

ما می توانیم دوست های رنگی ایده آل را تصور کنیم. ابتدا یک شخصیت اصلی کاریزماتیک می‌سازیم که هنرمندانه طراحی شده باشد. سپس آن کنترل پلتفرم را اصلاح کردیم و چیزی بصری و بدون لبه‌های عجیب و غریب ثابت ایجاد کردیم که در آن شخصیت روی یک پیکسل گیر می‌کند. تشخیص برخورد نیز یک بهینه سازی دریافت می کند.

با آن در کیف، ما به سطوح حرکت می کنیم. ما به توسعه‌دهندگان زمان بیشتری می‌دهیم تا خطراتی را که با نقاط قوت تغییر رنگ مرتبط است، بیابند. شاید بازیکن بتواند توپ های رنگی را فعال کند که دیوارها را دوباره رنگ آمیزی کند، یا بتواند رنگ را برای زنده ماندن با چندین رنگ مخلوط کند. باید وجود داشته باشد چیزی که از مواد رنگی استفاده می کند.

اما رؤیای دوست های رنگی ایده آل ما را به جایی نمی رساند. ما در واقعیت گیر کرده ایم: یک بازی با یک ایده عالی که نتوانست از آن بهره برداری کند. سپس کنترل‌هایی را اجرا کرد که در یک ZX Spectrum نادیده گرفته می‌شدند. رنگ ما را ناامید کرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *